قانون اعضای مفرد

ساخت جامعه ای سالم از لحاظ روحانی و جسمانی





ارسال شده توسط : hakim shadzahi در دی - ۲ - ۱۳۹۳ | ۰ دیدگاه

 thCA99AZWJ

استاد صابر ملتانی پزشک، حکیم ومحقیق هندی الاصل با ارایه نظریه ای درطب سنتی توانسته اند که تجدیدی در این طب بوجود آوردند. ایشان دارای تالیفات ریادی می باشند که تاکنون ترجمه نشده اند. این مقاله ای مختصر است که برای آشنایی با افکار استاد ترجمه شده است.

تجدید و احیاء حقیقتی مسلم است که هیچ علم وفنی بدون آن نمیتواند استوار و زنده بماند و در هر زمان، هر کشور و ملتی برای بقای خود و داشته هایش به آن نیاز دارد. هر علم و فنی اگرچه صد در صد کامل باشد ولی طبق نیاز زمان، باید ترتیب و تدوین شود تا حسن و زیبایی آن آشکار و قوتش افزایش یابد یا در عمل و استعمال آن بنا به نیاز عصر جدید سهولت و آسانی پیدا شود.

 نیاز به تجدید و احیاء تنها به علوم وفنون منحصر نیست بلکه طبق نیاز، دین ، سیاست، حکومت، تهذیب و تمدن، فرهنگ ومعاشرت نیز نیاز به تجدید و احیاء دارند. نیاز به تجدید زمانی احساس میشود که یک دین ، سیاست وحکومت یا علم وفن  همسان خود برخورد پیدا کند و این برخورد بر اثر غلبه یکی بر دیگری و یا راوبط و مبادلات و یا بر اثر ارائه تحقیقات و نظریات جدید بوجود می آید. چنین برخوردی در کشور وملت هند نمایان شد ملت و کشور ما غلام شد و ملت فاتح(انگلستان) با جبر و زور ملت و کشور ما را متاثر کرد. هنگامی که روابط و متبادلات افزایش یافت ذهن و نفس منتشرشد و هنگامی که پرده از علوم و تحقیقات جدید برداشته شد روح وجسم نیز تبدیل شدند و این عمل و اثر تقریباً صد سال طول کشید ودر نتیجه آن ملت و کشور تغییرات بسیاری کردند .در واقع این برخوردی بزرگ بود که بر اثر آن کشور و ملت به لحاظ ذهنی و روانی، جسمانی و روحانی برده شد واثر بد آن بر دین و اخلاق ، سیاست و حکومت، تهذیب و تمدن ، فرهنگ و معاشرت ، فلسفه و حکومت و بقیه علوم افتاد.

ما در اینجا علم وفن طب را بررسی میکنیم، علمی که در جای خود علمی مکمل و موفق است. برای از بین بردن این علم، حکومت فرنگ همه سعی و تلاش خود را انجام داد ودر اثر همین ظلم و جبراست که علم طب هنوز نتوانسته بر قدمهای خود به خوبی بایستد.

هنگامی که با ملت فرنگ روابط وتبادلات افزایش یافت ذهن ونفس متاثر شدند وآنگاه که تحقیقات و نظریات جدید خود را ارائه دادند روح و جسم مبدل شدند ومردم گمان کردند که علوم صحیح همینها هستند وکسی را یارای مخالفت نبود.

اکثراً و خصوصاً تعلیم یافتگان دانشگاهای فرنگی نه تنها علم طب را فراموش کردند بلکه آن را یادگار زمان قدیم، عصرجنگل و قرون ابتدایی میدانستند وبدتر از این حکماء واطباء، طب فرنگی را صحیح دانسته و آن را در سیستم درمانی خود شامل کردند و برخی کاملاً به آن وابسته شدند. نخبگان به این نتیجه رسیدند که تجدید و احیا و اصلاح و ترقی علم طب تنها در توان علوم و تحقیقات جدید است. اما نکته اینجاست که این عزیزان فراموش کرده بودند بنیاد و اصول طب ما با طب فرنگی تفاوت بسیار دارد واگر طب فرنگی را تجدید و احیای طب سنتی بدانیم علم وفن طب کاملاً از بین خواهد رفت وتنها در زمان اندکی تنها نام طب فرنگی باقی خواهد ماند.

باید دانست که بنیاد علم طب برکفیات و مزاج است وکیفیات چهار هستند سرد و گرم ، تر و خشک و از امتزاج اینها مزاجها بوجود می آیند . از طرفی با کیفیات مطرح شده، مزاج همه اغذیه و ادویه موجود در دنیا مشخص شده اند و از طرف دیگر مزاج اعضای بدن واخلاط آن و مزاج صحت انسانی نیز مشخص گردیده است .هرگاه انسان بیمار شود مزاج صحت آن تغییر کرده وبرای بوجودآوردن مزاج صحت و اعتدال ، ادویه و اغذیه مناسب استفاده میشوند. بنیادعلم طب همین است.

باور طب سنتی براین است که در بدن انسان چهارگونه رطوبت وجود دارد که از آنها با نام اخلاط یاد کرده میشود که بعد از هضم غذا بوجود می آیند وچون اغذیه چهارگونه اند اخلاط نیز چهارقسم اند وهمین اخلاط غذای اعضای بدن میشوند.

ونیز هرگاه این اخلاط غلیظ شوند، مجسم شده به اعضای جسم تبدیل میشوند. در ابتدا اعضای مفرد شکل میگیرند و بعد از آن اعضای مرکب و درنهایت جسم انسانی به پایه تکمیل میرسد.

وچون اعضای مفرد، اعضای مرکب و جسم انسانی از اخلاط ساخته میشوند به همین خاطر مزاج آنها با اخلاطی که از آن ساخته میشوند مطابقت دارد. در اعضای مفرداعصاب ، غدد، عضلات و غشای مخاطی استخوانها و رباطها شامل هستند و چون از اخلاط ساخته میشوند به چهار قسم تبدیل میشوند ۱ – ازخون قلب و عضلات ساخته میشوند ۲- از بلغم مغز و اعصاب ساخته میشوند ۳- از صفرا کبد، غدد و غشای مخاطی ۴- از سودا استخوانها و رباطها ساخته میشوند.

به الفاظ دیگر اعضای مفرد و اخلاط یک چیز هستند تنها فرق این است اعضای مفرد، اخلاطی مجسم هستند.

آنچه گفته شد قوانینی فطری هستند که بنیاد طب سنتی برآن گذاشته شده است. حکماء واطبایی که میخواهند این طب را با طب فرنگی بدون هیچ قانون خاصی تطبیق بدهند آیا چنین اشخاصی در پی این نیستند که علم وفن طب را از صفحه هستی محو کنند؟

اگر از چنین افراد دوست نما پرسیده شود که آیا شما کتاب یا تحقیقی درباره ۱- بیماریهای تحقیق شده طب فرنگی ۲- اغذیه ،ادویه واشیای تحقیق شده طب فرنگی ۳- مزاج و کیفیات میکروبها و ویروسها در طب فرنگی در اختیاردارید؟ یا توانسته اید که این موضوعات را طبق قانون خاصی در طب فرنگی ارایه بدهید؟  پس چگونه میخواهید که این را با طب سنتی تطبیق بدهید ویا چگونه بر طب فرنگی اعتماد کرده اید؟ از طرف دیگر حکماء و اطبا از طب فرنگی آگاهی کامل دارند که ازآن فایده کامل بدست آورند؟

در واقع استفاده از داروهای طب فرنگی برای بدست آوردن درمان موقتی وخوش کردن دل بیمار، نوعی سهل پسندی است و افرادی از ما به این کار دست میزنند که مقید به اصول و قوانین خاصی نیستند.  

در حقیقت با اصول غیر علمی و غیر اصولی طب فرنگی نه تنها طب سنتی درحال از بین رفتن است بلکه قوانین بنیادی آن به فراموشی سپرده خواهد شد.

نابودی و بربادی علم طب را نمیتوان تحمل کرد وتا زمانی که قانون اصل و نظریه ای ارائه نشود که بر بنیادهای طب سنتی استوار باشد در علم طب رشد و نمو وزندگی پیدا نخواهد شد و نه با ترقی زمانه ترقی خواهد کرد ونه حسن آن اضافه خواهد شد ونه که میتوان با طب فرنگی و دانش روز مقابله و مباحثه کرد. ما با اعتمادی که بر طب سنتی و اصول و قواعد مشخص آن داریم علوم طب فرنگی را به مباحثه و مناظره میطلبیم.

اطبایی که میخواهند با تکیه بر طب فرنگی علم وفن طب را تجدید و احیاء کنند سه گروه اند

قسم اول اطبایی که نه نتها از طب فرنگی بیش از حد مرعوب هستند بلکه آن را کاملاً صحیح میدانند وفکرمیکنند که طب فرنگی درجه پیشرفته طب و کیمیا است به همین خاطر این افراد گمان میکنند که تنها بوسیله طب فرنگی میتوان علم وفن طب را احیا و زنده کرد. نزد ایشان قانون خاصی نیست که بتوانند با آن احیا و تجدید کنند بلکه اینان قوانین علم طب را در نظر گرفته طب فرنگی را در آن شامل میکنند.

گروه دوم معالجینی هستند که نه از علم وفن طب آگاهی کامل دارند و طب فرنگی را به خوبی میشناسند اینها در واقع دوافروش هایی هستند که نه برای درمان بلکه برای رفع علامت بیماری به غرض در آوردن لقمه ای نان نشسته اند.

این افراد هر وقت در پی مجربات و نسخه های عجیب و غریبند که بتوانند فوراً علامات بیماری را رفع کنند به همین خاطر ادویات و آمپولهای طب فرنگی را بی محابا استفاده میکنند و از عمل خود ثابت میکنند که جاهل و دوافروشند.

گروه سوم معالجین،  داروفروشانی هستند که گمان میکنند که علم طب با طب فرنگی فرقی ندارد وبهترین راه تجدید استفاده از تحقیقات و داروهای طب فرنگی است.

از این عقاید ونظریات مشخص میگردد که اگر در تجدید علم طب از نظریات طب فرنگی استفاده شود علم وفن طب سنتی همانگونه که از ممالک دیگر ازبین رفت وبه فراموشی سپرده شد در برصغیر نیز چنین خواهد شد. اگر در اینجا چیزی باقی مانده به علت آیوردیک که روشی درمانی مذهبی است موجود است وگرنه این هم از دست رفته بود.

بنده پس از سالها تحقیق و تجربه و توجه به همه روش های درمانی به این نتیجه رسیده ام که موافق ترین روش درمانی با اصول درست و فطری ، طب سنتی است. اگرچه با گذر زمان وبر اثر عواملی که برخی از آنها بیان شده رونق و زیبایی آن کمرنگ شد ولی ذات و جوهر آن تغییر نکرده وقیمت خود را هنوز دارد. ما با ارایه نظریه به نام قانون اعضای مفرد خواهان تجدید و احیای طب سنتی هستیم و این نظریه را در این کار موفق و کارآمد دیده ایم و در این عصر که هر روز تحقیقات و نظریات گوناگونی ارایه میشود قانون اعضای مفرد را وسیله ای مطمئن ، قابل اعتماد و محکم برای احیا و اثبات طب سنتی میدانیم.

 

صابر ملتانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*


پنج − 3 =

* Copy This Password *

* Type Or Paste Password Here *

27,301 Spam Comments Blocked so far by Spam Free Wordpress

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

بروز رسانی تویتر

   بدون پیام تویتر

حامیان

  • ماندگار وب
  • انجمن های پشتیبانی وردپرس پارسی